الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

86

الغدير ( فارسي )

عبد اللَّه بن مسعود و امثال ايشان - جلوگيرى شود و بر ايشان واجب باشد كه با دشوارىها و سختىها دست به گريبان باشند و از گرفتارىها رنج ببرند و قانون محروميت ، بر عموم ايشان فرمان براند يكى تبعيد شود و ديگرى كتك بخورد و آن ديگر مورد اهانت قرار گيرد . و اين سرورشان امير مؤمنان است كه مىگويد : امويان از ميراث محمد و غنائمى كه به بركت آن حضرت رسيده چنان اندكاندك به من مىدهند كه گويا مىخواهند شيرى به بچه ى شتر هنگام دوشيدن مادرش بدهند ( 1 ) . آيا جود عبارتست از آن كه فرد آن چه را مال خودش و ما يملك شخصى است بدهد يا به گونه اى كه خليفه رفتار مىكرد از كيسه ى ديگران بذل و بخشش كند ؟ كاش كسى را مىيافتم كه اين پرسش مرا پاسخ بدهد زيرا خود خليفه را نيافتم تا از وى سؤال كنم و شايد كه اگر هم از خودش مىپرسيدم تازيانه اش بر پاسخش پيشى مىگرفت آرى حكم آن بخششها و تيولدادنها را با توجه به اين كه بيشتر زمينهاى متعلق به بيت المال را تيول داده بود ( 2 ) از خطبه ى امير مؤمنان مىتوان دريافت كه كلبى مرفوعا از ابن عباس روايت كرده و بر بنياد آن : دو روز پس از آن كه در مدينه با على بيعت كردند وى خطبه اى خواند و گفت : هان ! هر زمينى كه عثمان خالصه ى كسى گردانيده و هر مالى كه از مال خدا به كسى بخشيده به بيت المال بر مىگردد زيرا هيچ چيز ، حق قديمى را از بين نمىبرد و اگر آن را بيابم كه وسيله ى ازدواج با زنان قرار گرفته و در شهرها پراكنده شده آن را به حال نخست بر مىگردانم زيرا در عدل گشايشى است و هر كس حق بر وى تنگ و سخت بيايد ستم بر وى تنگتر است ( 3 ) كلبى گويد : سپس او ( ع ) بفرمود تا هم هر سلاحى از عثمان در خانه اش يافتند كه عليه مسلمانان به كار رفته بود مصادره كردند و هم شتران گرانبهائى كه ابتدا از اموال صدقه بود و سپس خاص خانه ى او گرديده بود و هم شمشير و زره

--> ( 1 ) نهج البلاغه 1 / 126 ( 2 ) سيرة حلبى 2 / 87 ( 3 ) نهج البلاغه 1 / 46 ، شرح ابن ابى الحديد 1 / 90